الشيخ رسول جعفريان

164

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

ج : گرفتن امنيت براى شيعيان يكى از اصول مهم اين قرارنامه بود . اشاره كرديم كه امام در پيامى كه در همان آغاز مذاكرات فرستاد ، فرمود : اگر معاويه تعهد كند كه به مردم امنيت دهد ، من با او بيعت مىكنم . در تعبيرى كه در برخى نقلها آمده اشاره شده است كه امام براى « احمر و اسود » تأمين گرفتند . شايد اين تعبير به نحوى گرفتن امنيت براى موالى نيز بوده است ، كسانى كه امام على عليه السّلام به آنها اعتناى فراوان داشت . د : شرط ديگر امام آن بود كه توطئه‌اى پنهانى يا آشكار بر ضد امام حسن عليه السّلام و يا برادرش امام حسين عليه السّلام نداشته باشد . اين مسأله نيز از اهميت ويژه‌اى برخوردار بود . معاويه بدون هيچ گونه پيش شرطى ، قرارنامه را پذيرفت . او مىخواست هر چه زودتر عراق را به تصرف خود در آورد ، معاويه ( و خود امام نيز ) مطمئن بود كه اين شروط هر چه باشد ، او مىتواند آنها را زير پا گذاشته و كنار بگذارد . معاويه به هيچ يك از شروط مذكور پايبند نماند . او نه تنها به كتاب خدا و سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عمل نكرد ، بلكه در حد عثمان نيز باقى نماند . او يزيد را به ولايتعهدى خود برگزيد . امنيت را از تمامى شيعيان على عليه السّلام گرفت و زياد و ديگران را بر آنها مسلط كرد . حصين بن منذر مىگفت : معاويه به هيچ يك از شروط خود با حسن عليه السّلام عمل نكرد ، او حجر و اصحاب او را كشت ، پسرش را به جانشينى خود برگزيد و كار را به شورا واگذار نكرد ، و حسن را نيز مسموم كرد . « 1 » معاويه خود به كوفه كه در آمد گفت : « ألا إنى كنت شرطت شروطا أردت بها الألفة و وضع الحرب ، ألا و إنها تحت قدمى » من اين شروط را بخاطر خاموش كردن آتش فتنه و مداراى با مردم و ايجاد الفت پذيرفتم ، اما اكنون همهء آنها را زير پايم مىگذارم . « 2 » و در عبارتى ديگر از او نقل شده است كه گفت : من با شما براى آن كه نماز بگذاريد يا روزه بداريد يا حج بجاى آريد يا زكات بپردازيد ، نجنگيدم ، بلكه جنگيدم تا اميرى شما بدست آرم . و خداوند اين را به من عطا كرد و حال آن كه شما از آن كراهت داشتيد . « 3 » گروهى از بصريان به رهبرى حمران بن ابان ، قصد شورش بر معاويه را

--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، صص 48 - 47 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، صص 44 ، 46 ؛ الفتوح ، ج 4 ، ص 163 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 46 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 46